با بیکفایتیها و بحرانزاییهای دولت احمدی نژاد از یک طرف و ادامه یافتن و وسعت گرفتن اعتراضات از طرف دیگر، بسیاری از نیروهای داخل حاکمیت به این نتیجه رسیدهاند که باید با جنبش سبز وارد مذاکره و تعامل شد. در هفتههای اخیر نشانههای پراکندهای از هر دو طرف بروز داده شد که امیدواریهای هر چند کمرنگی را در جهت حل بحران زنده کرد. از آن جا که تعامل با جنبش سبز از هیچ طریقی به جز تامین مطالبات معترضان ممکن نیست، به نتیجه رسیدن مذاکرات برابر با سقوط دولت احمدینژاد و محدود شدن نظامیان و در خطر افتادن منافع آنان است.
از این منظر، جنجالسازی برای مهدی کروبی را میتوان کوششی در جهت بدبین کردن بدنهی جنبش سبز نسبت به رهبران آن و به تبع آن منتفی کردن امکان مذاکره یا دست کم سختتر کردن کار برای نمایندگان جنبش سبز دانست.
پی نوشت: شخصا از این ماجراعبرت گرفتم که در واکنش نشان دادن به اخبار و اظهارات افراد مختلف باید خویشتندارتر و صبورتر باشیم و بلافاصله هیجانزده نشویم و عکسالعمل نشان ندهیم. امیدوارم برای آقای کروبی هم تجربهای شده باشد که از این پس بیشتر متوجه اهمیت اظهار نظرها و انتخاب رسانههای طرف گفتگوی خودش باشد.
خواندنیهایی در همین باره:
چشم انداز فعلی نشان دهنده شکست بزرگ نیروهای نطامی وامنیتی وقضایی طرفدار کودتا ست - آیا به رسمیت شناختن رئیس دولت سازش است؟